_ _ _ _ _
دخترك دخترك تنها
كز كرده پشت عقربه های ابستن
تو كوچك تر از آنی كه مامای عقربه ها باشی
يا بانوی قصه گوی بچه های موحششان
همبازی کوچک مزرعه های زرد آفتاب گردان
كجا ماندی پس؟
جايي كه گلهای آفتاب گردان پژمرده شدند
و تخم هايشان كسالت بعد از ظهر ها را شكست؟
چرا آنقدر دور ماندی؟
آنقدر دور كه ديگر بادبادك كاغذيت تو را به اسمان نمی برد؟
عروسك گِلی تو زير سيلابها بر باد رفت
و ناوگانی كه من
با دفتر های مشقمان مي ساختم
بر روی سيلابها
بیا دوباره پیدا شویم
پ.ن: و برای هر چه دخترک که می شناسم
_ _ _ _ _
از بچگي عاشق بازي بودم و خيلي حال ميكردم . تا ميگفتند بيا بازي فوري ميگفتم بدو بريم .
حتما گاو مشتي حسن يه بوهايي برده كه به بازي دعوتم كرده ديگه . حالا...
جريان از اين قراره كه ما هفت تا ترانه را كه دوست داريم اينجا معرفي ميكنيم و هفت نفر رو به بازي دعوت مي كنيم . كلا ما با موسيقي هم خيلي حال ميكنيم و از قبلا هم عرض كرده ايم كه از ارشه كشيدن اماتوري پسر بچه هاي كارگاه موسيقي نزديك كارگاه خودمان هم حال مي كنيم .
حالا ۷ تا ترانه (اينم بگيم كه واژه ترانه و عدد ۷ اينجا خيلي دست من را بسته اند ) :
۱- يه شب مهتاب فرهاد (دليل : عشق و اميد نهفته در شعر شاملو و صداي فرهاد .نقش کودکی است که بر سنگ بسته می شود و از بین نمی رود)
۲-picture of the moon از Gary Moore (به نگارش اسم مشكوكم اگر غلط است خبر بدهيد (قابل توجه حريف گرامي :)))
3- love street از Jim Morrison ( خيلي ساده خيلي عالي )
4-نازنين مريم از محمد نوري![]()
5-hold on my heart از Gensis
6-desert rose از sting (اهنگ من را با خود مي برد و شعر عالي ... )
7-Amigo Vulnerable از Enrique Iglesias
و به رسم بازي 7 دوست خوبم را دعوت ميكنم
گوريل فهيم مريم پوريا ابر شلوار پوش ساده مرد نكيسا مهدي
پ.ن۱: هیچ اولویتی در کار نبوده . در انتخاب یکی از این هفت ترانه همواره در می مانم
پ.ن۲: از انجا که اخیرا همه چیز روی اعصابم است و تنها چیزی که نیست همین موسیقی است ، اين بازي حال ميده
_ _ _ _ _
با اره برقی خر و پفش
_ _ _ _ _
گور بابای سگ پدرش کنن عوضی مادر قحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امضا:ژولیت (لیلی سابق)
_ _ _ _ _
۱-و عشق را برفراز بلندترین قله یافتم . و پرشیب ترین دامنه را بالا رفتم . میدان دیدم از بالا دستهایم بود که کجا می گذارم و از پايين، بی انتها ...
وقتی رسيدم . چيزی نديدم .
اه ... باز هم سراب . در بازگشت كركسهايی را ديدم كه بر بالای سر تكه تكه های عشق ، باقی مانده در جای جای كوه گريه می كنند . پرسيدم چه شده است ؟ يكی از انها فينی كرد و ميان هق هقش گفت : عشق خودكشی كرد .
۲- احساس می کنم که اینقدر که ما خودمان ضد فرهنگ و هنر کشومان تلاش می کنیم و با ان عناد می ورزیم هیچ کس این کار را نمی کند . این دوستم برای حمایت از فیلم سنتوری این کار را کرد و من خوشم امد
۳- اخیرا یک سر گیجه و تهوع وحشتناک دارم . رفتم دکتر چند تا تجویز فکری کرد . گفت غرور ملی ات زیادی زیاد است . باید یک کاریش بکنی ...